گلپايگان
گلپايگانی ها مرکز علم ایران گلپایگان کجاست درباره ي شهرستان گلپايگان بيشتر بدانيد:1)موقعيت گلپايگان :گلپایگان شهری در استان اصفهان ایران است که درفاصله ۳۵۲ کیلومتری تهران و۱۵۶کیلو متری شمال غربی اصف
درباره ي شهرستان گلپايگان بيشتر بدانيد:
گلپایگان از ترکیب سه کلمه ( گل - پای - گان ) تشکیل شدهاست.
نام اولیه شهر، گردپاذگان بودهاست.(برهان قاطع،۱۳۶۱، ذیل گلپایگان)، گروهی دیگر نام اصلی آن را گَرپادگان به معنی کوهپایه میدانند. «گَر» در زبان پارسی میانه به معنای کوه است.
در اواخر ساسانیان و اوائل اسلام «گردپادگان» خوانده میشد و تازیکان معرب نموده «جرباذکان» نامیدهاند. (معجم البلدان یاقوت دیده شود). سپس از روی قاعده دیگری که آن نیز در زبانشناسی ایران معروف است، را و دال تبدیل به لام گشته و کلمه گارد مبدل بگال و سپس مبدل بگول و سپس مبدل به گل شده و بالاخره وردپاتکان و گلپایگان، شده یعنی شهر گلباد، و چنانکه گفتیم گلباد از نامهای معروف ایرانی بودهاست. (مقاله های کسروی ج ۱ صفحه ۱۲۲-۱۲۱)
برخی گفتهاند در اصل «ورتپاتکان» به معنی شهر یا سرزمین ورتپات بوده که یکی از نامهای ایراننیز میباشد. سپس به مرور زمان وردپاتکان، «وردپاذکان»، «گردپاذکان»، «گلپادگان» و سرانجام «گلپایگان» شدهاست.
ورد، به معنی گل سرخ است و در نتیجه تغییراتی که از روی قواعد زبان شناختی در آن روی داده، واژه ورد تبدیل به « گل » شدهاست. پات از مصدر پاییدن، به معنی نگاهبانی کردن است و «وردپات» گل نگاهدار معنی میدهد.
پات پس از مدتی «پاذ» و سرانجام تبدیل به «پای» شدهاست. واژه «کان» که سپس «گان» گردیده در آخر نام شهرها و آبادیهای بسیاری چون اردکان، زنگان، ارزنگان و ارزنکان… آمدهاست.
سنگ نگارهها کهنترین آثارتاریخی و هنری بجامانده از بشر هستند.
البته روشهای علمی مانند آزمایش موسوم به نیمه عمر کربن، پتاسیم آرگون (Potassium Argon) و تعیین جهت قطب مغناطیسی (Magnetic Polarity Chronology) و یا مقدار اورانیوم توریوم (Uranium Thorium) که برای تعیین تاریخ دورههای پارینه سنگی به کار میرود، هنوز بر روی آثار به دست آمده از گلپایگان انجام نشدهاست، و به همین دلیل نمیتوان بطور دقیق سابقه سکونت در گلپایگان را مشخص نمود.
گفته میشود بزرگترین و کاملترین مجموعه سنگ نگارههای ایران در شهرستان گلپایگان قرار دارد و در مناطق ۲۱ گانه غرقاب و کوچری میتوان بیش از دهها هزار نقش بر سنگها پیدا کرد.
این سنگ نگارهها از لحاظ گستردگی، فراوانی، قدمت و تنوع نقوش در دورههای تاریخی ایران براستی بینظیر است و سیر تکاملی خط مانند خط سطری، هندی، پهلوی، عربی، فارسی و عبری در این سنگ نگارهها وجود دارد.
توجه به آثار باستانی گلپایگان، علاوه بر احساس و عشق به تاریخ، به علم نیاز دارد.
سنگ نگارهها مبانی هنر، خط و فرهنگ در ایران هستند. باید از یادگار نیاکانمان چون مردمک چشم مواظبت کنیم. متاسفانه یکی از سنگ نوشتهها در ضلع جنوبی گنبد مسجد جامع گلپایگان، غریب افتاده است!
o بررسی سنگوارهها و فسیلهایی که گفته میشود در اطراف قلعه جمال و حاجی قارا پیدا شدهاست،
o سنگ نوشتههای تنگه غرقاب،
o نمونه های خط پهلوی که در منطقه کوچری کشف شده،
o کتیبه خط پهلوی در رباط چم اسبه،
o وجود برخی افسانههای اساطیری در شرح تاریخ گلپایگان،
o مراسم قدیمی عروسی قنات،
o جویبار «هرانگ»،
o قلعه گبری و پایههای پلی نزدیک آن،
o بنا شدن مسجد جامع ﺑﺮ روی یک آﺗﺸﻜﺪه ﺳﺎﺳﺎنی، و ـ
o وجود دهاتی مانند نیوان و فقستان و «ویست»... ـ همه و همه، بیانگر قدمت سکونت آدمی در گلپایگان است.
پیشینه ویست (ویس)، به دوران مادها بر میگردد.
...
ویست، واژه ای بسیار قدیمی است و در زبان پهلوی، شاهزاده معنی میدهد. فقستان هم به معنی بتکده است و روستای فقستان در گذشتههای دور آتشکده داشته است.
(نام بجستان که معرب بغستان است از بغ به معنی خدا گرفته شده و یاد آور بیستون، بغداد و فقستان بود که معنی آن «محل خدایان» است.)
سنگ نگارهها کهنترین آثارتاریخی و هنری بجامانده از بشر هستند. به تعبیری بستر بوجود آمدن حروف رمزی، خط، تبادل پیام، زبان، تاریخ، اسطوره ها، هنر و فرهنگ از سنگ نگارهها است.
عمر بعضی از آنها به چهل هزار سال میرسد و بشر تا کنون موفق به کشف هیچ پدیده تاریخی و هنری بدین قدمت نشدهاست.
گلپایگان بیش از ۵۰۰۰ نمونه سنگ نگاره یا Petroglyph در محوطههای غرقاب، کوچری، هورستانه و هاجیله دارد که قدمت بعضی از آنها به هزاره پانزدهم قبل از میلاد یعنی ۱۷۰۰۰ سال پیش میرسد...
بر روی یکی از سنگ نگاره هایی که از غرقاب گلپایگان به دست آمده، نوشته شدهاست:
این سه چیز را همیشه مقدس بشمار: راغ آب، دریای آب و آتش هیزم
از سنگ نگارههای تنگ غرقاب درمی یابیم که روستای غرقاب یکی از مراکز مهم شکار در دوران ماقبل کشاورزی بوده است. سنگوارهها و فسیلهایی که در اطراف قلعه جمال و حاجی قارا پیدا شده، نشانگر این است که در طول دورانهای زمینشناسی این قسمت در زمانهایی زیر آب بوده است. پژوهشهای زمینشناسی این نکته را تایید میکنند.
جدا از زلزله هولناکی که حدود ۷۰۰ سال پیش (۷۱۵ هجری/۱۳۱۶ میلادی) گلپایگان را به ویرانی کشید ، این شهر همیشه سپر بلا بوده و رنگ و وارنگ بسیار دیده است.
در دهههای نخستین سده نخست هجری قمری، گلپایگان به دست اعراب افتاد و نام زیبایش معرب گشته و جرفادقان خوانده شد.
تنها نام گلپایگان را عوض نکردند. نامهای باستانی بسیاری از شهرهای ایران به عربی تغییر یافت که این تغییر، هم در تلفظ و هم در نوشتار به انجام رسید که از آن میان میتوان به تغییر نام سپاهان یا اسپهان به اصفهان، زنگان به زنجان، دژپل به دزفول، بروگرد به بروجرد، و کرمانشاه به قرمیسین اشاره کرد.
بعد از هجوم اعراب به میهن ما، گلپایکان (مثل دیگر شهرهای این سرزمین) در قلمرو امویان، عباسیان، صفاریان، دیلمیان، سلجوقیان، خوارزم شاهیان، مظفریان و ایلخانیان مغول قرار داشت.
در دوران عباسیان، گلپایگان از مناطق آباد کشور بود و اوج شکوفایی شهر در زمان حکومت سلجوقیان به خصوص محمد بن ملکشاه سلجوقی بوده که بناهای زیادی از جمله مناره و بازار و مسجد جامع را از خود باقی گذاشتهاست.
وجود کاروانسراهای متعدد در منطقه و آثار تاریخی حکایت از اهمیت و آبادانی این شهر در دورههای مختلف تاریخی دارد اما با تاخت و تاز جنگافروزان هم روبرو بوده است.
تیمور لنگ وقتی برای تسخیر اصفهان و شیراز خیز برداشت، خود را از گلپایگان به سده و اصفهان رسانید و در گلپایگان نیز، کشتار فجیعی به راه انداخت.
جهانشاه قراقوینلو هم، با بهرهگیری از درگیری امیرزادگان تیموری، هنگامیکه برای مقابله با سلطان محمد به اصفهان رفت، در جُربادقان (گلپایگان) متوقف شد و حضور سپاهیانش مردم را آزار فراوان داد.
گلپایگان در حمله مغولها نیز آسیب فراوان دید. با فتنه مغول این شهر از اعتبار و رونق ساقط گشت و تنها در زمان «اوزون حسن» (ابو النصر حسن بیگ بن عثمان بیگ، سرسلسله آق قویونلو) ۸۸۲- ۸۲۸ ق بار دیگر نامی از آن بر سر راه تجاری همدان به اصفهان به میان میآید.
آخرین دوران طلایی رونق شهر مقارن با دوران حکومت شاه عباس کبیر و امارت امامقلی خان سردار بزرگ صفوی در گلپایگان میباشد. گلپایگان در روزگار فرمانروایی صفویان از مراکز مهم علم و ادب بودهاست.
مذهب اکثریت مردم گلپایگان بعد از اسلام به تبع قدرتهای حاکمه، شافعی بودهاست.
وقتی آل بویه به قدرت رسید، گروهی شیعه شدند ولی رویکرد اکثریت مردم به تشیع در زمان صفویه بود که عالمان و فقهای جبل عامل و امثال محقق کرکی از لبنان وارد سرزمین ما شدند و به تبلیغ شیعه پرداختند.
با شروع فتنه افغان، گلپایگان که مقر فرماندهی علیمردان خان بختیاری و محل تجمع نیروهای کمکی به اصفهان بود به شدت از طرف محمود افغان مورد انتقام جویی واقع گشت و نه تنها اکثر اهالی آن از دم تیغ گذشتند بلکه اغلب آثار و تاسیسات کشاورزی و قناتهای آن هم تخریب گشت و دیگر هرگز این شهر به اعتباری که در گذشته داشت، دست نیافت. (اشراقی، ۱۳۸۳، ص۱۵۷ به نقل از تاریخ مسعودی نوشته ظل السلطان)
در زمان قاجاریه خصوصاً زمان و حکومت بر اصفهان (که «اِبْراهیمْ خانِ صَدیقُ المَمالِک» به فرمانروایی گلپایگان فرستاده شد)، شهر در استانه نابودی قرار گرفت.
فرستادن حکام جبار وخونریزی چون سراج الملک –حشمت الدوله –میرزا حسن خان انتظام الملک و تحمیل فوج سرباز به فرماندهی صارم الدوله باعث شد اکثر مردم سر به کوه و بیابان بگذارند. غارتگرانی چون رجبعلی لر، علی مردان خان و علقلی زلکی، هم... براستی بیداد کردند.
از ۱۳۲۰ به بعد خصوصاً در زمان مرحوم دکتر عبداله معظمی و با ساخته شدن سد گلپایگان ـ توسعه آموزش وپرورش و احداث دانشسرای مقدماتی، اقداماتی در راه توسعه گلپایگان انجام شده و بعد از انقلاب نیز با اجرای پروژههایی مانند کارخانه پنیر (که برخلاف امروز، تا ۱۵ سال قبل ۲۰ درصد کل پنیر ایران را تامین میکرد.) ـ کارخانه آرد ـ مجموعه تولید قطعه های خودرو ـ توسعه کشاورزی ودامپروری ـ احداث شهرک صنعتی و مجموعه تاریخی ارگ گوگد ـ احداث سد کوچری و مراکز آموزش عالی... ــ گلپایگان چهره دیگری گرفتهاست. گلپایگان هماکنون به دنیای مجازی راه یافته و وبلاگها و سایتهای اینترنتی فعال شدهاند، ساختمان سازیها تغئیر کرده و چشم مردم مدتها است به آسانسور هم روشن شده است!
احداث ایستگاه آتش نشانی، گشایش فاز نخست میدان میوه و تره بار، رشد ارتباطات و به تکاپو افتادن شرکتهای جدید، تا چند سال پیش هم متصور نبود.
در گذشته روزانه دو یا سه اتوبوس (از گاراژ تهران مشهد و ایران مشهد...) راهی تهران میشدند. حالا تا نیمههای شب اتوبوس پشت اتوبوس به راه است.
گویی همه چیز ازاینرو به آنرو شدهاست.
البته در حالیکه گلپایگان، بیش از ۲۱۶ مسجد و ۱۳۳ امامزاده دارد، هنوز فاقد موزه و تئاتر و سینما است و مراکز آموزشی و ورزشی کافی ندارد.
سالن چند منظوره مجتمع فرهنگی این شهرستان، سینما محسوب نمیشود.
واقعش این است که مشکل سینما (و تئاتر) گلپایگان به سالهای قبل که مراجع بزرگی مانند آیت الله صافی و آیت الله محمدی و آیت الله گلپایگانی از تاسیس سینما و حتی دیدن تلویزیون منع نمودند، برمی گردد.
از نگاه اهل هنر که با حوادث بعد از عصر روشنگری آشنا هستند، هنز (موسیقی یا تئاتر و سینما) مطربی و سرگرمی نیست. علم است.
تاسیس انجمن نمایش کوثر گلپایگان و یا اکران این یا آن فیلم مذهبی، کافی نیست. هنر اصیل نیاز به توجه بیشتر دارد و این واقعیت بر اهل دانش و فضل پوشیده نیست.
در زمان شاه منوچهر مختاری (فرزند هنرمند بزرگ گلپایگان استاد محمد مختاری)، فرامرز شریفی (فرزند فرج الله شریفی)، مهندس حسینجان زینلی، حمید سعیدی زاده، و حاج حسین اکرمی ...در مبارزه با دیکتاتوری از جان خود گذشتند. بعد از انقلاب نیز بیش از پنجاه دانشجو و دانش آموز (از شهرستان گلپایگان) اعدام و...شدهاند.
مردم گلپایگان عموماً پاک و بی آلایش هستند. نمونه هایی مثل محمد علی شعبانی(حسینی شکنجه گر مشهور ساواک) که صدها نفر را تا دم مرگ شلاق زد و با شوک الکتریکی و دستگاه موسوم به آپولو، شکنجه کرد ـ در برابر مردم شریف گلپایگان کفی بیش نیست.
در خاطرات زندانیان سیاسی (پس از انقلاب) علاوه بر «مرتضی اشراقی» (یکی از ۳ نفری که در تابستان سال ۱۳۶۷ مآمور رسیدگی و تعئین تکلیف زندانیان سیاسی بود )، از فردی با اسم مستعار «حاج آقا ۳۴» (محمد توانا) اسم برده شده که اهل گلپایکان است.
کسانی شهادت داده اند که محمد توانا زندانیان بسیاری را در شرایط طاقت فرسا قرار داده و در بند ۲۰۹ زندان اوین و... مسئول استنطاق بوده است.
باید به صفحات درخشان هم اشاره کرد.
در جنگ هشت ساله عراق و ایران هزاران نفر از جوانان فداکار شهر، روبروی متجاوزین ایستادند و ۳۵۶ نفر جان به جان آفرین دادند. گلپایگان همچنین در این جنگ، ۸۰۰ جانباز داشته است.
گلپایگان بر سر مسیر ارتباطی همدان - اراک به اصفهان قرار گرفته است.
مسجد جامع، یادگار دوران سلجوقی
بازار چار سوق
مناره آجری سلجوقی
بنای سیدالاسادات، ارگ تاریخی گوگد، امامزاده هفده تن، ناصربن علی، مسجد حجه الاسلام، گنبد بابا مصری، مسجد جامع سراوان، کاروانسرای جلودار (در جاده قدیم اصفهان)، کاروانسرای دُّر، شهر مخروبه آذرآباد، امامزاده ابوالفتوح وانشان، گوشه، باب شیخ، دره شهیدان، صالح پیغمبر، امامزاده عمران بن علی، ظرف آنشدان نقره ای، قلعه باقرخان، رُوخونه (رودخانه قبله)، باغ برج علی اکبری، خانه میثمی، خانه معظمیها و خانه شجاع نظام در سر رباطان
دو شهرک صنعتی جدید نیز برای شهرستان پیش بینی شده است.
کارخانه پتروشیمی شهرستان هم در سال ۱۳۸۲ با هدف تولید ABS و SAN افتتاح شده است.
از صنایع مهم شهرستان میتوان به کارخانه بزرگ لبنیات پگاه گلپایگان، تولید دانه طیور، پتروشمی قائد بصیر، سازههای خودروی دیار (دیار خودرو)، زرفنرسایپا، بهران محور سایپا، صابر لاستیک، خودرو سازان سپهر، سردساز خودرو، لوله و پروفیل گلپایگان، پلیمر گلپایگان، پلی اتیلن گلپایگان، پویا صنعت، نصیر ماشین، سایپا پلوس، صنعت پژوهان کیا، فن آوری ذوب، روان فن آور، تولید پولیکا، موزاییک سازی، سنگ بری و تولید گچ وسایپا پلوس وسایپا پیستون اشاره کرد.
صنایع دستی مهم گلپایگان قالی بافی، نمد بافی، گلیم بافی، منبت کاری، خطاطی، نقاشی...است.
شعر و موسیقی و ادبیات هم در گلپایگان سابقه چندین ساله دارد.هنر منبت کاری از زمانهای گذشته در این شهر اساتید معروفی داشتهاست.
منبت کاری در گلپایگان پیشینه ای بسیار طولانی دارد و یادگاری از دوران گذشته میباشد که برای رسیدن به مراحل فعلی راهـی بس طولانی را پیمودهاست.
تاریخ منبت کـاری در این شهر به زمانی میرسد که نیاکان ما با مصارف گوناگون چوب آشنا شدند؛ بعبارت دیگر تاریخ منبت کاری در گلپایگان، جدا از تاریخ استفاده چوب نیست.
باستان شناسان و مورخان، تاریخ استفاده از چوب برای ساخت خانهها در ایران را مربوط به ۴۲۰۰ سال پیش از میلاد مسیح دانستهاند که مقارن با عصر حجر است یعنی زمانی که بومیها قبل از مهاجرت آریاییها در ایران زندگی میکردند.
منبت کاران، انواع نقشهای جالب را بانیش قلم منبت بر روی چوب گلابی و گردو و امثال آن در میآورند و با تلفیق برش سطحی جوشها و گرههای چوب سنجد و برخی چوبهای جنگلی که برسطح کار میچسبانند، وسائل تزئینی جالبی میسازند. انواع قاب عکس و ظروف و جعبههای منبت که هنرمندان میسازند وسایل تزئینی و دکوراسیون و فروشگاههای هنری راتشکیل میدهد.
این هنر اصیل سابقه ای دیرینه در گلپایگان دارد و در سابق حدود ۷۰ منبت کار از این راه امرار معاش میکردند
از نمونههای قدیمی منبت گلپایگان میتوان به قسمت بالای در ورودی هفدهتن، منبر و درب مسجد روستای سرآور و درب امامزاده ابوالفتوح وانشان و آثار استادانی چون استاد حیدر قاشق تراش، استاد حبیب الله یادگاری، استاد عبدالحسین معظمی، برادران مختاری (علی و محمد)، محمد رضا توسلی، احمد محسنی، محمدعلی فخاری، حسین فخاری و حیدر نیکنام (که برخی آثارش در در موزه امام رضا(ع) است)، اشاره کرد.
تعمیر منبر صاحب الزمان مسجد گوهرشاد نیز اثر استاد حیدر نیکنام گلپایگانی است.
در گلپایگان و حومه مخصوصا حوزه جلگه بیش ازپنج شش هزار کارگاه برای قالی بافی دستی به نام دیواری و دار زمینی وجود دارد. انواع قالی نخ فرنگ و فرشهای معمولی درابعاد مختلف تو دری و نیم و دو ذرعی و شش ذرعی و نه ذرعی و دوازده ذرعی و سرانداز و پنج چارکی میبافند. نوعی از فرش گلپایگان به نام ویس و یاوری با پشم گوسفند و رنگ دندانه و نخ مرغوب و بافت خاص دارای استقامت فوق العاده میباشد.
به صفحه مشاهیر و بزرگان گلپایگان رجوع کنید.