.................................................
یک تهرانی داشت برای یک آبادانی لاف میزد و میگفت : من یک سگ دارم وقتی میخواد بیاد تو خونه در میزنه!آبادانیه گفت : ولک، مگه کلید نداره ؟
.......................................................
تو آبادان وقتی هوا تاریک میشه از بلندگوهای مسجد اعلام میکنند: همشهریان
محترم هوا تاریک شد. لطفاً عینکاتون و بردارید
.......................................................
به آبادانیه میگن چه کارتونی دوست داری. میگه: کارتون خرما
.......................................................
یه آبادانیه و لره میرن شبونه یک دیوار رو خراب کنند آبادانیه میگه: تو
چراغ رو بگیر من پتک میزنم آبادانیه یک پتک که میزده یک آجر می افتاده
لره میگه: بیا تو چراغ بگیر تا من پتک بزنم آبادانیه میره چراغ بگیره و
لره با یک ضربه تمام دیوارو میریزه پایین آبادانیه میگه : ولک حال
کردی....اینطوری چراغ میگیرنا
.......................................................